نه امیدی و نه آرزوئی!

 

نه امیـــدی و نه آرزویی
و نه آینده و نه گذشته‌ای...
چهارستون بدن را به کثیف‌ترین طرزی می‌چرانیــــم
و شبها به وسیله‌ی دود و دم و الکل
به خاکش می‌سپریم
و با نهایت تعجب می‌بینیم که
باز فردا سر از قبـــــر بیرون آوردیم...
مسخـــره بازی ادامه دارد!
(صادق هدایت)
/ 0 نظر / 4 بازدید