دهکده آرزوها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

سلام

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود، نمی شود!

منم نشانه دارِ تو، دچارِ چشمِ مستِ تو، عبور از این دقیقه ها بدونِ تو نمی شود، نمی شود!

شبم به اشک رسیده و داغِ تو دارد این دلم، کجائی مهربانِ من؟

بدون تو شبم سحر نمی شود، نمی شود!

دلم بهانه گیر شده فقط ترا می طلبد، چه کرده ای مگر که جز به نام تو، قرارِ من نمی شود،‌نمی شود!

از همان اولین لحظه دیدار، مقصود شدی و مقصدم دخیل جز به نگاه تو نمی شود، نمی شود!

خیالت یک رفیق خوب است با حالِ خرابم، مرحم برای دردهایم، همصدای گریه هایم

جز همین تک خیالِ ناز، هیچ رنگِ نارَنگی برای من خیالِ تو نمی شود، نمی شود!

ترا تا بی نهایت دوست دارم برای من بدونِ تو خدا، خدا نمی شود، نمی شود!

بدون تو باران هم می بارد اما بوزن بی ترانه، گوئی توازنش بدونِ تو نمی شود، نمی شود!

کاش بودی و می دیدی هق هقِ دلتنگی ام بدونِ تو سیل می شود، تمام نمی شود، نمی شود!

این است حال و روزم از وقتی که تو با دم اهورائی به کلامم وزن دادی جان دادی!

این است حال و روزم از وقتی دلم لرزید، از همان اولین لحظه دیدار، همان سلام آغازین

بی تو هیچ نمی ارزم قافیه هایم زرد است، ترانه هایم بی رنگ، واژه هایم پوسیده!

آهای آسمانی نشینِ منِ دیوانه!

این خط خطی های عاشقانه، صداری دردِ واژه ها پیچیده، همه اش فدای تو

طلوع کن مشرق یا مغربش اصلا مهم نیست، ضجّه این واژه های منتظر، تنها همین است:

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود، نمی شود!

داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود، نمی شود!

مردِ درون آینه گم می شود در شبِ بدونِ تو، طلوع کن ... طلوع کن!

پ ن: هیچکس، هیچکس اینجا به تو مانند نشد!

پ ن: حال همه ما خوب است، امّا تو باور مکن.

نویسنده: حمید

[ شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ یک بامامی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ