دهکده آرزوها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

کمتر از سه هفته به شروع سال ١٣٨٨ مانده و همه سخت مشغول کارند تا بتونند از خرج و مخارج شب عید بر بیان و بالطبع بنده هم از این قاعده مستثنی نیستم. امروز تو سلمونی یارو آرایشگره وقتی رادیو در مورد مسافرت شب عید صحبت می کرد یهو قاطی کرد و گفت شاید کسی دوست نداشته باشه بره مسافرت هی می گین مسافرت مسافرت. یه خورده فکر کردم و پیش خودم گفتم امسال عید چند صد هزار نفر تو تهران می مونند و نمی تونند به مسافرت برند. اونم کسانیکه تموم کس و کارشون شهرستان هستند و تقریبا تو عید اینجا تنها می مونند. باور کنید تو عید برا اونائی که اینجا فامیل ندارن موندن کار خیلی سختیه مخصوصا اگه تعطیل باشند و مجبور باشن همش تو خونه بمونن.

الان با اجازتون دارم آهنگ همسفر ستار و گوش می کنم ( همسفر تنها نرو بذا تا منم بیام ...... سخت دل کندن از این شهر و دلبستگیها      موندن از خونه جدا       با همه خستگیها  ........  جون به لبهام رسیده    تا به کی دربدری .......   در غربت تو تنم که بازم باید بری )

آره یه زمانی تو همین چند سال پیش عیدا تهران خالی می شد ولی الان تو عید هم ما اینجا ترافیک داریم ولی بیخیال ما ابرقدرتیم دیگه !؟

اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است. همین چند سال پیش برای رسیدن عید لحظه شماری می کردیم  وااااااای که چه حالی می کردیم. همه عشق و حالش یکطرف  دیدن ..... یکطرف و بعد از اونم کاپ فوتبالشو عشقه چه بکش بکشی. هر چند همش آخرش از دماغمون می زد بیرون ولی بازم برای عید سال بعد لحظه شماری می کردیم. اما حالا یه چند سالیه که با اومدن هر عید بیشتر پکر میشم یکسال دیگه از عمر ما گذشت ولی هنوز اندر خم یک کوچه ایم. راستی چرا اینطوریه. بقیش برای فردا شب

[ پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ٢:٤۸ ‎ق.ظ ] [ یک بامامی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ