دهکده آرزوها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

راجع به اصل و نصب این اصفهبدان (اسپهبدان) اطلاع صحیحی در دست نیست.

نوشته اند که اصل آنان از گیلان بوده است و ظاهرا این حدث از لقب جیل (گیل) است که به آنها داده اند.

در طبرستان یک سلسه دیگر از اسپهبدان (اصفهبدان) را می یابیم که ملقب به فاذوسپان هستند که ظاهرا در اصل یک منصب کشوری در برابر منصب لشکری اصفهبد (اسپهبد) بوده است. زیرا چنانکه میدانیم انوشیروان، ایران را از نظر تقسیمات کشوری به چهار قسمت در جهات اربعه منقسم کرد و هر قسمتی را پازگس و رئیس آنرا پاگزسبان نامید که به معنی (امیر ناحیه) است. این کلمه بعدها در زبان عربی فاذوسفان یا فاذوسبان و به پارسی پاذوسبان و بادوسبان شده است. در مقابل این پاذوسبانان، اسپهبدان قرار داشتند که امیر سپاه آن ناحیت بودند.

  دسته دیگر از امیران طبرستان را می یابیم که لقب استندار داشتند که تقلیدی از لقب استنداران دوره ساسانی است که شغل آنان مدیریت املاک خالصه بود. ظاهرا در یک زمان معین تمام مناصب لشکری و کشوری ساسانی در طبرستان تقلید شده است و گویا همان زمان است که پیروز سوم پسر یزدگرد سوم ساسانی می کوشید که ملک پدر را با کمک چینی ها از دست اعراب بازگیرد.

در آن زمان بود که چینی ها به دولت ایران آزاد که در طخارستان تشکیل شده بود و جزء دول تابعه چین محسوب می گشت، بین سالهای ۶۵۶و ۶٧٩ میلادی ، تشکیلات جدیدی دادند.

در سال ١۶٧ هجری در طبرستان ونداد هرمز نامی سلسه جدیدی تاسیس کرد و نسب خود را به کارن (قارن) از سرداران دوره اشکانی رسانید.

خلیفه عباسی موسی الهادی در ١۶٩ هجری به ونداد هرمز امان داد و هارون در سال ١٨٩ او را به اصفهبدی شناخت. مقر او ظاهرا در نزدیکی دماوند بوده است. قلمرو او در دماوند نام جبال ونداد هرمز داشت و قلمرو برادرش وینداس پاگان خوانده می شد و مرکزش موزن بود. نوه او مازیار معروف – که اصلا اسم او ماه یزد یار یعنی کسی که ایزد ماه یار اوست-  پسر قارن بود. وی اعمام خود را بکشت و ملک پدر را دوباره متحد کرد و به آن قناعت نکرده، حدود جبال شروین را هم تصرف کرد و اسلام پذیرفت و نام خود را محمد گذارد. مامون او را اصفهبد طبرستان شناخت. مازیار خود را به لقب پذشخوارگر خواند که قبلا مخصوص خاندان شروین یا ملک الجبال بود. سرانجام کار اسپهبد مازیار معروف است و وی در سال ٢٢۵ هجری بدست معتصم بالله عباسی کشته شد.

سلسه قارن در توارخ محلی منسوب به سوخرا وزیر قباد هستند و نوشته اند که پسر سوخرا پس از کشته شدن کیوس به جای وی امیر طبرستان شد.

پایتخت قدیم طبرستان شهر ساری بود که معرب آن ساریه است، در منابع قدیم تر نام شهر ساروک و ساربوک آمده است، ساری پس از سقوط طبرستان بدست اعراب مقر اسپهبدان بود و آمل مقر حکام عرب.

[ شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ یک بامامی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ