دهکده آرزوها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

صبح تازه از سر کار به خونه برگشته بودم و همینطور که داشتم تلویزیون نگاه می کردم برای لحظاتی رفتم به چندین سال قبل. باید بگم فقط ١ یا ٢ ثانیه بیشتر طول نکشید ولی واقعا احساس قشنگی بهم دست داد یعنی همون لحظه خودم رو تو اون زمان احساس کردم و چون تو اون لحظات درونم سرشار از احساسات قشنگ و غیر قابل وصف بود برای لحظه ای اون حس دوباره بهم دست داد.

: ١٨ مهر ١٣٧۵ خدمتم تموم شد و کارت پایان خدمتم رو گرفتم و همون شب اومدم تهران. ١٩ مهر صبح با صدای کسی از خواب بیدار شدم که اولش تعجب کردم گویا از قبل قرار بود این بنده خدا بیاد دنبال پدر و مادرم و اونا رو ببره خونه خودشون. راستش این بابا اون موقع خیلی باهام حال می کرد و علاقه اون به من اونقدر زیاد بود که هیچ وقت نتونستم بفهمم چی شد که یهو برگشت و زیر همه چی زد. خلاصه از خواب که بیدار شدم بعد از یک دوش و اصلاح صورت و صرف صبحانه بهمراه خانواده رفتیم منزل این دوست و فامیل پدر. شاید زیباترین روز و با احساس ترین روز زندگیم همون روز بوده باشه و اون روز کسائی که اونجا بودن فکرش رو هم نمی کردن نشه چه برسه به اینکه اینطوری بشه. اون احساس قشنگ و غیر قابل وصف بالا مربوط به همین روز بود.

آدم تصمیمات زندگیش رو تو لحظه می گیره یعنی یه وقتهائی آدم مجبور می شه تصمیماتی رو در لحظه بگیره که اثراتش تا سالهای سال در زندگی باقی می مونه یا تاثیری می ذاره که تا عمر داری نمی تونی جبرانش کنی. پس همیشه این موضوع رو مد نظر داشته باشید که اون تصمیم مهم زندگیتون هر لحظه ممکنه اتفاق بیافته مخصوصا زمانهائی که فکرش رو نمی کنین. مثلا: از رقصیدن تو یه عروسی گرفته تا سلام کردن به یه آشنا و یا حتی رودر بایسی برای نه گفتن و .... البته اینا فقط مثالند و خیلی هم ساده و در عین حال اتفاقاتیند که روزمره تو زندگی همه دارند پیش میاند می خوام بدونید چه چیزای ساده ای می تونن تاثیرات بزرگی بذارن.

حالا چرا از اون خاطره به این نتیجه رسیدم دلیلش احساس بدی بود که بعد از اون مرور سریع خاطرات بهم دست داد. چون در یک زمان نادرست یک تصمیم نادرست گرفتم که شاید اگه این تصمیم رو در زمان درستش می گرفتم اونوقت دیگه نادرست نبود و  هیچوقت این احساس بد بهم دست نمی داد یا احساسی به این بدی بهم دست نمی داد. از دست دادن چیزهائی که دوستشون داری سخته و سختر می شه اگه اون چیز جایگزینی نداشته باشه لذا همیشه جای خالیش رو تو زندگیت احساس می کنی.

 

 

 

[ چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ یک بامامی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ