دهکده آرزوها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

چند ساعتی می شه که از مسافرت برگشتم. امسال تلافی سالهای قبل رو درآوردم و چند روزی رفتم ییلاق. یه روز و یه شب لارما بودم و یه روز و یه شب هم کلاخیل. کلی هم عکس گرفتم که به زودی تو سایت قرار می دم.

به سلامتی یه کم زمین کلاخیل داشتیم، رفتیم سراغش تا اگه خدا بخواد یه آلونک توش بسازیم. یه کم بی معرفتی دیدیم از همسایه بغلی که از بستگانه ولی چه کنیم که فامیله و یه خورده از زمین رو بالا کشیده یه آبم روش و تازه طلب کار هم بود. بگذریم... چون صاحب اختیارش بابام بود ما هم دخالتی نکردیم، زمین خودش بود و هر تصمیمی هم بگیره ما نمی تونیم حرفی بزنیم حتی اگه همش رو می بخشید، ولی اونا بی معرفتی کردن.

اینو گفتم که اگه به گوششون رسید نگن زرنگی کردن.

اول فروردین رفتم و ٧ فروردین برگشتم، کلا ۶ روز بیشتر نبود اما برای من به اندازه یه عمر بود، چون بعد از سالها احساس کردم دوباره کلاخلی ام، دوباره لارمائی ام و خلاصه اینکه احساس خوبی یا بهتره بگم احساس بی نظیری داشتم وقتی اونجا بودم، نا گفته نماند که دوستان عزیزی رو هم بعد از سالها زیارت کردیم. کسانی رو که دیدن دوباره اونها تقریبا به یه آرزو داشت تبدیل می شد.

تو چند سال اخیر بدلیل بالا رفتن قیمت زمینهای اونجا و پیدا شدن سر و کله یه سری آدم غریبه تو محل یه خورده دوستان هم ولایتی رحم و مروت و دوستی و محبت رو فراموش کردن و برادر سر برادرش داره کلاه می زاره به خاطر ١٠٠ متر زمین (یه خورده کمتر یا بیشتر) و این اصلا صورت خوشی نداره البته این موضوعی که دارم عرض می کنم عمومیه و ربطی به داستان بالا نداره، نه اینکه اصلا نداشته باشه ولی بیشتر منظورم به تمامی اهالی اونجا بود مخصوصا تو لارما که قیمت زمینهاش خیلی بالاتر از روستاهای مجاور شه. چون همین عید امسال که اونجا بودم به راحتی زمینها متری ۴٠ تا ۶٠ هزار تومان خریدار و فروش می شد و این موضوع سبب شده تا کسی از یک متر از زمینش هم نگذره حتی ارثیه پدری که باید بین ورثه تقسیم بشه.

امیدوارم اهالی اونجا از بابت بالا رفتن قیمت زمینها به بهترین شکل ممکن استفاده کنن یا بتونن از این موضوع برای پیشرفت محل و آبادانی ده استفاده کنند، هر چند این موضوع هم نیاز به فکر جمعی و همکاری عموم اهالی داره که حتما اهالی اونجا این موضوع رو مد نظر دارند.

 من هر سال که به لارما یا اجوستا می رفتم (تو عید) اولین چیزی که به ذهنم می رسید بپرسم این بود که امسال کدوم ده کاپ فوتبال گذاشته و چه روستاهائی تیم دادند، ولی امسال با کمال تاسف دیدم که هیچ کاپی در کار نیست و اون شور و هیجانی که سالهای جوونی ما تو ایام عید بین جوونها  با برگزاری مسابقات فوتبال به راه می افتاد  دیگه خبری ازش نیست . واقعا از ته دل ناراحت شدم که چی داره به سر ما میاد که یه زمانی فقط تو لارما ٩ تا تیم تشکیل می شد و یه سری مسابقات برگزار می شد چرا حالا به اینجا رسیدیم.

از صمیم دل آرزو می کنم که مسابقاتی که سالهای قبل با اون شور و هیجان برگزار می شد دوباره راه بیافته و این قول رو هم می دم وقتی یه آلونک تو کلاخیل بسازم خودم می افتم تو کار برگزاری مسابقات.

 

[ یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٢:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ