دهکده آرزوها
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه

((افسونِ چشمهایت صیاُدِ دلم شد و به خود که آمدم دیدم که ای وای: بدونِ تو نمی شود!

تو آمدی و خط کشیدی به تمام معادلات محالِ باورم، با تو امیدِ شهرِ دلم نونوار شد!

کاش بدانی چقدر کمت دارم در دل این شبِ وحشی، شبِ درد، شبِ اشک!

کاش بدانی چقدر دلتنگم!))

حمید

آسمانِ دلم ابریست و هوای گریه بویِ باران می دهد

[ شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

 

تنهائی شاید یه راهه . . . . . . . . . .

همه اش نشان تو، خیال تو . . . . . . . . . .

زیبائی بی رحمانه تو همه ابهت منطق را زیر سوال می برد. . . . . . . .

سنگینی نگاهت تا بیکرانم جاریست . . . . . . .

منِ به تو دچار . . . . . . .

[ یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٥:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

تو .....

.....

.....

.....

.....

.....

[ جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٦:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

سلام

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود، نمی شود!

منم نشانه دارِ تو، دچارِ چشمِ مستِ تو، عبور از این دقیقه ها بدونِ تو نمی شود، نمی شود!

شبم به اشک رسیده و داغِ تو دارد این دلم، کجائی مهربانِ من؟

بدون تو شبم سحر نمی شود، نمی شود!

دلم بهانه گیر شده فقط ترا می طلبد، چه کرده ای مگر که جز به نام تو، قرارِ من نمی شود،‌نمی شود!

از همان اولین لحظه دیدار، مقصود شدی و مقصدم دخیل جز به نگاه تو نمی شود، نمی شود!

خیالت یک رفیق خوب است با حالِ خرابم، مرحم برای دردهایم، همصدای گریه هایم

جز همین تک خیالِ ناز، هیچ رنگِ نارَنگی برای من خیالِ تو نمی شود، نمی شود!

ترا تا بی نهایت دوست دارم برای من بدونِ تو خدا، خدا نمی شود، نمی شود!

بدون تو باران هم می بارد اما بوزن بی ترانه، گوئی توازنش بدونِ تو نمی شود، نمی شود!

کاش بودی و می دیدی هق هقِ دلتنگی ام بدونِ تو سیل می شود، تمام نمی شود، نمی شود!

این است حال و روزم از وقتی که تو با دم اهورائی به کلامم وزن دادی جان دادی!

این است حال و روزم از وقتی دلم لرزید، از همان اولین لحظه دیدار، همان سلام آغازین

بی تو هیچ نمی ارزم قافیه هایم زرد است، ترانه هایم بی رنگ، واژه هایم پوسیده!

آهای آسمانی نشینِ منِ دیوانه!

این خط خطی های عاشقانه، صداری دردِ واژه ها پیچیده، همه اش فدای تو

طلوع کن مشرق یا مغربش اصلا مهم نیست، ضجّه این واژه های منتظر، تنها همین است:

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود، نمی شود!

داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود، نمی شود!

مردِ درون آینه گم می شود در شبِ بدونِ تو، طلوع کن ... طلوع کن!

پ ن: هیچکس، هیچکس اینجا به تو مانند نشد!

پ ن: حال همه ما خوب است، امّا تو باور مکن.

نویسنده: حمید

[ شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]
[ شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

باز من هستم و شبهای تنهائی و تکرار همه حرفهای یک دل شکسته و خسته

باز می خوانم تو را در خیال

تا اوج وصال

باز پنجره خیالم را می گشایم تا اون دور دستها پرواز می کنم

باز من هستم و تو هستی و شبنم های نشته روی شیشه

باز امتداد سکوت تا بی نهایت

امشب گوئی خیال رفتنت نیست

و من نیز همچون قحطی زده ها غرق تماشا

همچون گمشده ای که امشب به جای سراب، دریائی نصیبش شده

و می خواهد خود را در آن غرق کند

خیال تو مرا با خود به اوج می برد گوئی خدا در همین نزدیکیهاست

دگر خواب مرا با خود نمی برد و این چشمها توان همراهی با شب را ندارند

خواب از چشمانم رخت بر بسته و من نیز با این خیال خوشترم

    دانلود آلبوم جدید با نام یادگاری از سیاوش قمیشی.

یادگاری   -----   بی تو   -----   بی خیال   -----   فرشته   -----   خیلی ممنون

 الکی    -------     بن بست      -------    کلافه

[ شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٤:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

نگاه ساکت باران به روی صورتم هر لحظه دردانه می لغزد، ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم، به ظاهر گرچه می خندم، ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران میخوانند و عده ای می گویند ، آه چه زیبا ، و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند دلمان خوش است به لذت های کوتاه ، به دروغ هایی که از راست بودن قشنگترند ، به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود با شاخه گلی دل می بندیم ، و با جمله ای دل می کنیم دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را

اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد، زیرا هیچکس مالک کسی نیست ...

حضرت علی بن ابی طالب امیرالمومنین (ع) فرمود:
من از تورات دوازده آیه را انتخاب و به زبان عربی ترجمه کرده ام و هر روز سه بار به آن می نگرم. که من آیه سوم و دهم آن را اینجا آوردم، ده تای دیگه رو هم بعدا می نویسم.

(آیه سوم):

ای فرزند آدم! تا زمانیکه مرا خواهی یافت به غیر از من به کسی دل مبند و بدان که هر وقت مرا جویا شوی نیکو کار و نزدیک به خود خواهی یافت.

(آیه دهم):
ای فرزند آدم! هر کس تو را برای خودش می خواهد، اما من تو را به خاطر خودت می خواهم، پس از من گریزان مباش.


[ چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

تابلویی که مشاهده می کنید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش معروف اسپانیایی (قرن ۱۸) روایت کننده ی یکی از داستان های مشهور در تاریخ ایران باستان است.

در لغت نامه دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است :

هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کوروش بزرگ عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام «آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت.

پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست.. کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود، به شدت شرمنده شد و در جبران خطای خود از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند. می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت:

«سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»

آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد.. .

از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است.

[ یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

کمتر کسی است در جهان که نام دیوار چین را نشنیده باشد که بین مغولستان و چین به معنی اخص ممتد است. این دیوار بزرگ بیش از دو هزار سال عمر کرده است و بیش از ۶۰۰۰ کیلومتر طول دارد.

 

بلندی آن قسمت دیوار که در شمال پکن بناشده است ۸٫۵ متر و در نقاط دیگر از ۴ تا ۱۵ متر است و قطر دیوار ۴٫۵ تا ۷٫۵ متر می باشد و در فواصل برجها قراردارد. تصور نکنید دیوار چین یک دیوار متصل از دیوارهای دراز و کوتاه و در هم و برهم است. چون هر دودمان پس از روی کار آمدن دیوارهائی را می ساختند، از این روی دیوار چین شامل دیوارهای متعددِ جدا گانه شده است .

ابتدای دیوار در مشرق شانهای گوان ، نانکو ، ین من (در شانسی) و جیایو گوان (در گانسو) است، ساختن دیوار در قرن سوم قبل از میلاد و در عهد امپراطور “شی خوانگ تی” از سلسله سلاطین “چین” ( ۲۲۱ تا ۱۰۸ قبل از میلاد) شروع شد و دامنه کار دیوار سازی در طی سلطنت آن دودمان بسیار وسیع گردید. یک میلیون نفر برای این کار بسیج شدند و چون شرایط کار بسیار سخت بود گروه کثیری از کارگران  که برای ساخت می رفتند دیگر به شهر خود برنمی گشتند.

کسانیکه در محل ساختمان می مردند جسدشان را لای دیوار می گذاشتند. اکنون در انتهای شرقی این دیوار یعنی در “شان های گوان” معبدی وجود دارد که می گویند برای بانوئی به اسم “مون جیان نو” ساخته شده است.مون جیان نو دختر جوانی بود که با پسر جوانی از مردم دهکده خود ازدواج کرده بود. چند روز پس از اردواج، شوهر را برای دیوارسازی بردند. چند سالی از رفتن او گذشت و هیچ خبری از او نرسید.

مون جیان نو” که پیوسته نگران سرنوشت شوهر خود بود، عاقبت تصمیم گرفت شخصا به آنجا برود تا از وی سراغی بگیرد و او را بیابد. روزی عازم محل کار او شد، پس از طی مسافت بسیار سرانجام به محل کار شوهر رسید، ولی هر چه گشت همسر خود را پیدا نکرد. کارگرانی که آنجا مشغول کار بودند به او گفتند، خیلی احتمال دارد که شوهرش مرده باشد و جسد او را هم لای دیوار گذارده باشند .
مون جیان نو این خبر را که شنید بسیار غمگین گردید و همانجا ماند، روزها و شبها زیر آن قسمت دیوار می نشست و گریه می کرد. شبی در اثنا گریستن، آواز مهیبی شنید سرش را بلند کرد، دید دیوار شکاف برداشته است، در داخل شکاف جسد شوهر خود را تشخیص داد ، آخر لباسی را که شوهرش برتن داشت خوب می شناخت. “مون جیان نو” بیدرنگ خود را روی جسد شوهر خود افکند و دیگر بیرون نیامد.

اکنون این حکایت اسفناک همچنان در میان مردم چین برسر زبانهاست و سرزنشی از بیداد و ستم گذشتگان دارد.

نویسنده : انی کاظمی

[ شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]

دانلود آهنگ رگ خواب محسن یگانه

رگ خواب حجم 4.30 مگابایت فرمت MP3 کیفیت 128 کیلوبایت لینک مستقیم سرور 1

دانلود آهنگ سکوت (کاری که خیلی دوستش دارم) از آلبوم رگ خواب محسن یگانه

دانلود آهنگ نشون به این نشونی (کلا کارای عبدالمالکی رو دوست دارم و این هم یکی از بهترینهاست)

دانلود آهنگ دست اونو نگیر کاری جدید از علی عبدالمالکی

دانلود آهنگ حیا کن از آلبوم جدید علی عبدالمالکی

دانلود آهنگ حرف نزن از جدیدترین کارهای علی عبدالمالکی

دانلود آهنگ زبونم لال از علی عبدالمالکی

لینک کمکی برای دانلود آهنگهای بالا

دانلود آهنگهای آلبوم نامسلمون از علی عبدالمالکی (یکی از بهترین آلبومهای اونه)

رو کی قسم می خوری    ------------------------       نامسلمون

به من نگاه کن              -------------------------         مسافرم  

هستیه من                -------------------------      دارم از دست می رم

زود رفتی گلم      ---------------------------        اشک منو در نیار  

تک پر                  ------------------------        حال منم خرابه 

[ پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مجتبی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ